
{یا ایها الذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافه ولا تتبعوا خطوات اشیطان انه لکم عدو مبین:
ای مومنان، همگی به خشنودی و ارامش (اطاعت خدا) درائید و گامهای
شیطان را دنبال نکنید که او برای شما دشمنی اشکار است}
اجنه کیست ؟ تو میدانی؟ برایت میگویم.....
اجنه گروهی از مخلوقات خداوند هستند که قبل از انسان و از اتش
خلق شده اند. جن ها در محلهای کم جمعیت و برخی از وادی ها سکوت دارند.
انها موجودات مادی بوده و روی زمین زندگی میکنند و غذا میخورند اما چون
لطیف هستند خوراک ویژه دارند.
حالا مصا حبه با شیطان ...............نترس !!!!!!!
طبق این نوشته به تاریخ 24/4/1383 مقرر گردید
بین طرفین مصاحبه یعنی خبرنگار مسلمان و ابلیس ،
درحین مصاحبه بی احترامی نسبت به طرف مقابل ننموده
و از ناسزایی ،عصبانیت ، برهم زدن جلسه ....
(هم چنین ابلیس قبول نمود که به انچه که میگوید صادق و راستگو باشد!!!!!!!
البته احتمال این سخن خیلی ضعیف است!!!)
سوال اول....
خودت را معرفی کن ؟
من از طائفه جن ها هستم . وخیلی جلوتر از انسان خلق شده ام .
نام اول من (حارث) بود ، اما پس از انکه سرو کارم با ادمیزاد افتاد،
مرا (ابلیس) نامیدند و مشهورم به شیطان اما فراموش نشود که من
رئیس شیاطین هستم....
نکته....
اصولا به هر موجودی سرکش وموذی و طغیان گر شیطان میگویند
به همین خاطر به میکروب هم در گذشته ،شیطان می گفتند.
سوال دوم....
از صفت و کینه هایی که به تو نسبت داده اند برایمان بگو؟
صفات متعددی داشته ام ، از جمله (عزازیل) به معنی عزیز شده که
به دوران عظمت من بر میگردد که در میان ملائکه اسمان از احترام
خاصی برخوردار بودم.
(وسواس) به معنی وسوسه گر ، (رجیم) به معنی سنگ باران شده
(صاغر) به معنی پست و ذلیل و (خناس) به معنی پنهان شدن و باز پس رفتن
و اما این نکته را هم به من نسبت داده اند ; ابو مره ، ابو خلاف ، ابوالبینی
ابوکرداس ، ابوقتره ، ابودجانه ، ابولجن (دربرابر ابولانس برای ادم)
نکته ...
خناس به معنی پنهان شدن و باز پس رفتن ایست چراکه وقتی اراده داشته باشم
و به قلب کسی راه یابم اگر ان شخص خدا را یاد کند ، من برمیگردم و پنهان میشوم
***
ابلیس ازماده بلس است به معنی نا امیدی
برگرفته از کتاب :العین –ص 1193
کلمه شیطان 68 بار و کلمه شیاطین 18 بار در قران امده است
***
گویند لیبنی دختر شیطان است
سوال سوم....
گفتی از طائف اجنه هستی ، بگو چگونه در میان فرشتگان جای گرفتی؟
من همانند دیگراجنه به زندگی عادی خود مشغول بودم تا اینکه
بین این طائفه ، فتنه وفساد بالا گرفت ،در این زمان بود خداوند
عده ای از ملائکه را مامور کرد تا ما را به نابودی بکشانند
انها ماموریت خود را عملی ساختند ومن در ان میان به اسارت ملائکه
در امدم، در اسارت به انها گفتم که من از مومنان هستم ودر فتنهو فساد
شرکت نداشتم حالا همه همنوعان مراکشتند ، مرا از خودتان به اسمان ببرید
تا همراه شما ، خدا را عبادت کنم ...
سوال چهارم...
کمی بحث را خصوصی مکنیم، درباره ازدواج و فرزندا خودت برای ما تعریف کن؟
وقتی زمان ازدواج من فرارسید خداوند از غضب اتشی را پدید اورد
و از ان اتش همسری را برای من به وجود اورد.
در مورد فرزندانم هم باید بگویم من همانند شما انسانها دارای
فرزندو نسل هستم ولی نه مانند ادمیان ..
دراینجا باید یادی کنم از ((هام)) که با دو واسطه فرزند من بود
اما راه مرا ادامه نداد. او درکودکی به دست نوح توبه کرد
وی با همه پیامبران ملاقات کرد. روزی هم نزد پیامبر اسلام امد
واز او خواست که قران را به او بیاموزد . پیامبر او را نزد علی فرستاد.
هام درباره علی پرسید وپیامبر گفت: او وصی من است ، هام گفته بود:
نا او را در تورات و انجیل دیده ام ومبادا که امت تو از او دوری گردانند
که امتهای گذشته به دلیل رویگردانی از اوصیاء نابود شدند.
هام وقتی رفت دیگر برنگشت تا زمان جنگ صفین در لیله الهریر.
این مختصری از مصاحبه شیطان بود ادامه ان در جلسه های بعد..........