
در عصر ماشينها و انفجار اطلاعات گويي دوست داشتن ها آهسته آهسته دارند به قصه هاي مادر بزرگها تبديل مي شود. آنجا كه كسي نمي تواند تكيه گاهي براي خود پيدا كند و اينچنين است جامعه ي جهاني ، امروز بيشتر از هر زمان ديگري درگير جنگ و غارت است و اين مشكل آيا دليلي جز فراموشي عشق و دوست داشتن ها دارد؟
در اين عصر است كه به ابتكار فرنگي ها روزي نامگذاري شده به نام روز دوست داشتن. روز عشق تا فراموش نكنيم انسان عاشق آفريده شده است.
14 فوريه مصادف با 25 بهمن ماه سالروز بزرگي است كه بايد براي رسيدن به صلح و آرامش و امنيت به شايستگي ارج نهاد...روز ولنتاين.
شايد تا به حال به روز عشاق مانند ديدگاه بالا توجه نكرده باشيد ولي اگر ماجراي پيدايش اين روز را بدانيد حتما با من هم عقيده خواهيد بود در نگرش بالا و مقامي بالاتر از آنچه مي پنداريد براي ولنتاين را برايش متصور شويد.
ولنتاين نام كشيشي بود اهل تريناي ايتاليا. در سال 269 بعد از ميلاد مسيح در بهبوهه اي كه بي شباهت به اوضاع امروز جامعه ي جهاني نيست، زماني كه بيشترين فشارها را دولت روم باستان بر مسيحيان روا مي داشت و مانع از ابلاغ دين و پيام خدا براي روحانيون مسيحي ميشد و برخوردهاي قهر آميز روميان باستان كه ريشه ي عشق،مهر و محبت،اميد و علاقه را دلهاي مردمان هم عصرشان خشكانده بود ، همانند طرح هايي به نام مقدس امنيت در ايران خودمان اجرا مي شود در اين عصر!
در اين ميان كشيش ولنتاين تلاشهاي گسترده اي را براي بازيابي ريشه ي عشق و علاقه در دلها انجام مي داد و اين حركت كه روحانيون مسيحي را سخت تحت تاثير قرار داده بود از سوي آنان باعث بوجود آمدن جرياني شد براي همراهي ولنتاين...
و اينچنين بود كه پيروان كشيش ولنتاين روز مرگش مصادف با 14 فوريه را مورد توجه قرار دادند و از آن براي ياداوري عشق و علاقه و دوست داشتن هم نوع ، ياد مي كنند.
و خاطره ي ولنتاين را نه تنها در جهان مسيحيت بل در هر فرهنگ و قوم و قبيله اي زنده نگه داشتند چون عشق زبان مشترك همه ي تمدن هاست...
كشيش ولنتاين سفارشي اكيد به حفظ و دوام خانواده و ابراز بدون ترس عشق و علاقه و محبت ميان عشاق داشت.
كشيش ولنتاين باغباني پيشه اش بود و باغ گل داشت و هرگاه با دو عاشق مواجه ميشد با سفارش به قدرداني و وفاداري و ابراز عشق به يكديگر، شاخه گلي را پيشكش آن دو مي كرد... اينچنين رسم گل دادن در اين روز رواج يافت كه شايد بدانيم دلي داريم كه زنده است در اين عصر ماشين و خفقان بي عشقي و ترس آبرو!
در اين عصر؛
گاه مانند فرنگي ها و فرنگي ماب ها آنقدر چشم ها را گرد و بي حيا كنيم كه با چشم بند هم نتوان گند هايي را كه ميزنيم نبينيم و جامعه را بد بين كنيم و گاه آنقدر مانند جامعه آفت زده امروز ايران آنقدر بي وفايي ببينيم آنقدر توهين و افترا بشنويم كه هيچ، به دنبال عشق و عاشقي نرويم تا از اين ور بام بيفتيم..
در آخر 14 فوريه مصادف با 25 بهمن ماه را كه به نام ولنتاين نامگذاري شده به تمام عشاق..دختران و پسران اين مرز بوم تبريك گفته و صادقانه آرزوي عشقي جاودان برايشان دارم. شايد نوشتار بالا باعث رويش اولين عشق حقيقي در دل شما بشود مانند من كه با عشق براي خوانندگانم مينويسم عشق حقيقي به يك به يكانتان مخاطبانم.
+پا نوشت:
حال بحث نكنيم اينقدر ها كه فلاني چرا ولنتاين؟ و برادر ولنتاين خارجي است و اين حرفها.. بينديشيم به اين نوشته و هدف از اين روز ، حال نام چه فرقي مي كند؟ شما بگو غضنفر. روز غضنفر. توفيري دارد؟
به قلم: علي
چاپ: نشريه شرق نو
منبع: درصد بلاگ
دلشيز