حس عجیبی ایه. وقتی یه سری عکس ببینی که تنها راه ارتباط با نیاکانت باشه. خیلی هیجان انگیزه که بدونی قدیما تو همین جایی که تو الان نفس می کشی چه کسی با چه دیدگاهی یا کلاس و مذهب و تیپی زندگی می کرده.
وقتی بدونی تو از نسل همون هایی و هر کاری هم کنند باز هم خون همون افراد هرچند تنها با خاطره اشان در رگهای تو جاریه.
نمی دونم مثله من تا حالا شده عکس یه نفر رو ببینید و با خودتون فکر کنید این قبلنا چه جور زندگی می کرده؟ وقتی برق نبوده یا هیچ امکاناتی نبوده چه جوری زیست می کرده؟ چه جوری مرده؟ الان کجاست؟ یا عاشق عکسهای قدیمی باشید؟
با این مقدمه می خوام به یکی از هیجان انگیز ترین کارها شما رو دعوت کنم.. بنشینید به تماشای ایران قدیم.
نیاکانمان که از همان نسلیم.. و چه هیجان انگیز و شور انگیز است این کار..
امیدوارم لذت ببرید و مشعوف و مسرور شوید از دیدن افراد و کسان و جاهایی که شاید تنها امروز عکس هایشان شاید باقی است برایمان..
برای دیدن عکسها با کیفیت و رزولوشن بالا روی عکس ها کلیک راست کرده و سیو از تارگت را انتخاب کنید و سیو کنید و حالا عکس ها را ببینید...
- - این تصویر شما رو یاد چی می ندازه؟ آره فلک.. آیا اون مردی که داره فلک میشه با این کار متنبه میشه؟ اونی که داره با ترکه ی انار می زنه چه لذتی بهش دست می ده؟ نه! خشن نیست این عکس. فکر کردنی است.. اینان پدران ما هستند... ما نسل فلک کننده ایم یا فلک شونده؟
- - این تصویر هم که میبینیم ماهیگیرانی هستند که از دریا برگشته اند و معلومه دستشون زیاد پر نیست امروز.. اون قایق نحیف چه جوری 5 نفر رو حمل می کرده؟ نکته ی دیگری که در تصویر به وضوح می بینیم اینه که شکم داشتن مردای ایرانی سابقه ی تاریخی داره..
- - و این هم تصویری از دختران قالیباف ایرانی.. به عکس دقت کنید... چشمهای با حیا و آزرم این دخترها رو که شرم و حیا ازش می باره.. نسل دخترای امروزی از همین دخترای قالیباف با حیاست ولی چرا توشون باحیا کمه؟
آیا این چشمهای بی حیا و این نگاه های بدون جسارت امروز به ..... تبدیل شده است؟ کجای کار ما می لنگد؟

- - این تصویر برای نزدیکیهای غرب طهرانه.. مرد بستنی فروش که شبها تا صبح به بستنی زدن می گذراند روزها اینچنین معجزه می کرد... آخوند و متجدد و پسران و مردمان گیوه پوش و پاره پوش رو گرد خود جمع کرده.. اختلاف طبقاتی رو شما در این تصویر می بینید؟ کاش من جای اون پسر با گیوه ی پاره فرصت یک لیس به بستنی ای رو پیدا می کردم که با شوق می خوردم و کاش اینقدر می تونستم شاد باشم..

- - و این تصویر تصویر دختری که از جنس فقیر نشینان شهر بوده است.. جذابیت این دختر لباس های مستعمل و پاره پوره اش رو اصلا نمی زاره به چشم بیاد.. وای اگه این دختر به دوربین خیره شده بود و عکس می گرفت چشم هایش دیوانه کننده و محصور کننده بود.. چه زیبایی ای این دختر داره که نسل امروزش با هفت قلم آرایش و ده مدل لباس و تیپ نمی تونند به اون دست پیدا کنند؟
- - و این هم استاد کمال الملک... نیازی به توضیح نیست. فقط به دست استاد دقت کنید؟ آیا دستهای استاد مانند نقاشان امروزی لطیف و ناز و الهی قربونش برم هست؟ یا از جنس مردم هم دوره اش است؟

- - فکر می کنید این عکس زیر چه صحنه ایست؟ بله. نمایی از سنگسار یکی از نیاکان ما.که تا چند لحظه ی دیگر چشمانش بسته خواهد شد.. تصویری وحشی است ولی پر از نکته و خاطره است. نشون میده این عکس مربوط به بعد از ورود اسلام به ایران است. چشمان ملتمس حیض این مرد خطا کار رو امروز در جای جای ایران می بینیم؟ درسته؟

- - و این هم تصویر ناصرالدین شاه که در حال استماع گزارش حال و اوضاع کشوراست در کاخ گلستان.. تو اون لحظه شاه به چی فکر می کرده؟ نگاهش رو نگاه کنید..
مردم ایران شاه دوست بوده اند.. اصلا نسل ایرانی شاه دوست بوده است.. به تاریخ مراجعه کنید.
قدیمی ها می گفتن خدا یکی،شاه هم یکی..
- - و این تصویر سادگی روستا و زندگی مسالمت آمیز مردمانی از جنس پاکی رو نشون می ده.. که از معدود تصاویری است که امروزه هم در روستاهای ما مشاهده می شود.. البته نه نسل جدیدشان که همه به شهر ها مهاجرت می کنند.. همان قدیمی هایشان. که نسل خودشون رو حفظ کرده اند.

- - و این از اولین نمایش های تاتر در ایران.. که سابقه ای بس طولانی دارد..
بینندگان این تاتر چه حالی داشتند... ما چیز جدیدی می بینیم که حالی به حالی شویم؟
- - بدو بدو شهر تماشا.. دیوار چین.. ینگه دنیا.. جنگ های خانمان بر انداز .... بدو بدو شهر تماشا...
و اون سوراخ معجزه آفرین کوچک که به جای جای دنیا می بردت بدون اینکه دلزده ات کند..

- - و اما این دختری است از قشر مرفه ایران قدیم ما. و شاید همین دلیل این است که با غرور به لنز دوربین خیره شود و چشمهای ما را نشانه بگیرد بر عکس دختر اولی که شاید خجالت از نگاه مستقیم به لنز داشت.. انگشتر دستش. سرخاب و سفید آب و لباس های نو و زیبایش ولی نگاه همان نگاه است.. نگاه دختران قالیباف. پر از آزرم... پر از حیا و بدون جسارت.
- - و این هم شالیزارهای برنج و سه کشاورز و یک مترسک در کادر... مترسکی که قدیم ها بیشتر ابهت داشت و امروزه فقط مترسک اسم جدش را به همراه دارد... شاید مثله ما ! (نه؟!)
علی
درصد بلاگ